محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

292

الحياة ( فارسي )

4 - محدوديّت در مسكن : از مظاهر آشكار استكبار و استضعاف اقتصادى و نظام طبقاتى نادرست و كامرانى و ناكامى اجتماعى ، خانه است و تفاوتهاى كلان موجود ميان كوخها و ساكنان آنها و كاخها و ساكنان آنها ( در صورتى كه همه انسانند و مسلمان - يا همنوع - و در اجتماع و محيطى اسلامى زندگى مىكنند ) ، و اين دو چگونگى لازم و ملزوم يك ديگرند ؛ يعنى وجود كاخ در شهر سبب پيدا شدن كوخ و آلونك است ، به همان گونه كه وجود كوخ و آلونك از وجود كاخ خبر مىدهد . و از اينجاست كه مىنگريم پيامبر رهايى بخش ، از آن صحابى انصارى كه گنبد و قبّه ساخته بود اعراض كرد و جواب سلامش را ( با وجود واجب بودن جواب سلام ) نداد ، تا آنگاه كه صاحب قبّه آن را در هم كوبيد و با زمين يكسان كرد . و اين بدان جهت است كه قبّه و كاخ ( ساختمانهاى اترافى و اشرافى ) آفرينندهء كوخ است « 1 » ، و به اسراف مىانجامد ، و موجب تكبّر و برترىجويى مىشود ، و گر نه چه مانعى دارد كه شخصى از مال خويش گنبد و بارگاه و قصرى بسازد ؟ و تجربه هاى تاريخى در زندگى انسان و واقعيّتهاى موجود در جامعه هاى بشرى ، همه دلالت بر آن دارد كه كاخ محلَّى مناسب براى زندگى انسان و همخوان با رشد نيروهاى مادّى و روحى او نيست ، و همچنين است كوخ و آلونك ، بلكه هر يك از اين دو گونه مسكن ، مقبره اى بوده است براى مواهب مادّى و معنوى انسان ؛ و در زمان حاضر نيز چنين است . هم گورستان كسانى بوده است كه با نادارى و خوارى و بيسوادى و ناكامى از دنيا رفتند و در حقّ ايشان گفتند كه « القبر خير من الفقر « 2 » - ( 1 ) قبر ( مردن ) نيكوتر از فقر است » ؛ و هم گورستان كسانى كه با مرگ تكاثرى و اترافى و برترى خواهى از دنيا رفتند ، و بزرگان ، آنان را « مرده » به شمار آوردند . « 3 » پس ساكنان هر دو گونه از مسكن - اغلب -

--> « 1 » و پديد آورندهء عقده هاى روحى فراوان ، در خانواده هاى كم توان يا ناتوان ، بويژه در خردسالان و نوجوانان آنان « 2 » فصل 30 ، از اين باب ( در همين جلد ) . « 3 » - فصل 8 ، از اين باب ( جلد سوّم ) .